مسن‌ترين اين رابيان اسحاق‌بن شِشِت پِرفِت (يا بَرفَت‌)، متولد سال 1326 در بارسلون‌، رابي‌ سرقسطه و بلنسيه بود؛ سركوبي سال 1391، او را به آفريقا فراري داد و در آن‌جا به الجزاير رفت‌ و خيلي زود شهرت و احترام زيادي به‌دست آورد. در سال 1408، در الجزاير درگذشت و مدفنش تا امروز، زيارتگاه يهوديان است (دايرةالمعارف يهود، ج 8، ص 551 ـ 556، 1901). پانصدوهجده مسئله‌ٴ او در سال 1547 در قسطنطنيه‌، سپس در سال 1559 در ريوا دي‌ترنتو، و در سال 1805 در لمبرگ چاپ شد؛ مسئله‌هاي ديگري از او را د. فرنكل (مونكاش‌، مجارستان1901 ) منتشر كرد.
جوان‌ترين اين رابيان شمعون‌بن ظِمَح دُوران‌، كه سي و پنج سال بعد، در سال 1361، در مايوركا به‌دنيا آمد، به خانواده‌ٴ معروف دوران تعلق داشت‌، خانواده‌اي كه در پرونس پديد آمده و در مايوركا و شمال آفريقا انتشار يافته بود. سركوبي سال 1391، او را به الجزاير كشاند و پدرش‌ ظمح در سال 1404، در آن‌جا درگذشت و خود او در سال 1444. او تحصيلات علمي و فلسفي‌ بهتري نسبت به اسحاق‌بن شِشِت داشت و تنها مانند او تلموددان و مسئله‌گو نبود، بلكه فقيه و متكلم به‌شمار مي‌رفت‌. مهم‌ترين تأليفش سپر پدران نام دارد و در باب حكمت الهي است‌. در كتاب ديگري در سال 1436، به دفاع از هواداران ابن ميمون در برابر حسدي قرسقاس پرداخت‌. او شخصيتي بارزتر از رقيب پيرش بود، ولي از آن‌جا كه بيشتر آثار نوزده‌گانه‌اش را در اواخر عمر نوشته است‌، به سده‌ٴ پانزدهم تعلق دارد. هشتصدودو مسئله‌ٴ او در سال‌هاي 1738 ـ 1739 در آمستردام‌، چاپ و در سال 1741، تجديد چاپ شد.

3. پرونس‌

حيات يهود به‌طور مستمر تا پايان سده‌ٴ چهاردهم‌، در پرونس‌، ادامه يافت‌؛ كه بيشتر به‌زبان عبري‌ توصيف شده است‌. در سده‌هاي ميانه (و تا مدت‌ها بعد)، يهودياني كه به‌آن آساني به عربي خو گرفته بودند، نمي‌توانستند تصور كنند زبان‌هاي ديگري را هم مانند لاتيني‌، فرانسه يا پرونسي‌ مي‌توان براي منظورهاي ادبي جانشين عبري ساخت‌. شايد در اين‌جا واژه‌ٴ ((ادبي‌)) درست به‌كار نرفته باشد، چون در آثار يهوديان پرونسي كمتر نشانه‌اي از شعر و ادب ديده مي‌شود و همه‌ٴ نوشته‌هاي فراوانشان در زمينه‌ٴ الٰهيات‌، دين‌، عبادت‌، توضيح‌المسائل يا علوم است‌. وفاداريشان‌ به خط عبري همانند عشقشان به زبان عبري بود و آن را براي ترانويسي متن‌هاي فرانسه و پرونسي به كار مي‌بردند. هنگامي كه مأموران تفتيش عقايد هر كتاب و نوشته‌اي را كه به‌خط عبري مي‌يافتند به‌ناحق مي‌سوزاندند، نمي‌دانستند كه بخشي از ادبيات فرانسه و پرونسي را هم‌ مانند عبري نابود مي‌كنند.